در طول مدتی که در منابع طبیعی بودم تجربه های فراوانی از همه جهات بدست اوردم.بدی و خوبیهای زیادی دیده ام و شنیده ام.کم کاریها و کاستیهایی دیده ام.طی این دوران بسیاری از فعالیتها-متدها وشیوه های کاری جالبی را دیده ام که در حفظ و حراست از جنگلها لازم است.در این میان با وجود انکه مسُِولین تلاش خود را میکنند اما کاستیها ومشکلاتی را دیدم که فقط جهت تذکر و یاداوری و البته از روی دلسوزی به برخی ازانان اشاره میکنم تا شاید بتواند در رسیدن به اهداف منابع طبیعی در حفظ و حراست از منابع طبیعی کمک کند
**ارزش ندادن به افراد کاری و مسُولیت پذیر و عکس ان
اولین راه برای موفقیت در هر پروژه ای قطعا این است که رضایت نیروی انسانی مورد نظر را جلب کنیم و در این امر اگر بین افرا د فرقی از لحاظ مالی میگذاریم تنها باید بر اساس حجم کاری مفیدانجام شده هر فردی باشد و نه چیز دیگری .. اما در اینجا عکس این قانون صادق است و روابط حرف اول را میزند و نه حجم کاری افراد که این باعث میشود افراد کاری دلسرد شده و کارها درست انجام نمی شود ویا به کندی انجام میشود واز طرفی افراد کاری نه تنها حمایت نمی شوند بلکه مورد هجوم انواع تهمتها و بی احترامیها ی مردم و بعضی مسُولین قرار میگیرند که جای تاسف فراوان دارد.
**برنامه ریزی نکردن کامل برای عملیاتهای رفع تصرف و جنگل گردشی
بسیار شده که در این عملیاتها مامورین منابع طبیعی با دست خالی و بدون کوچکترین امکانات مجبورند همانند یک کارگر ساده نسبت به رفع تصرف اقدام کنند.بدتر از ان بارها شده که متصرف که عموما یک نفر هم بوده جلوی حکم دادستانی را گرفته و از انجام حکم که توسط حدود 40 نفر از مامورین منابع طبیعی- حفاظت-صیانت-نیروی انتظامی و..جلوگیری به عمل اورده و افراد دست خالی برگشتند . (عکس واقعی است -منطقه عمومی سینوا)

حتی کار به جای رسید که در یکی از عملیاتها در منطقه ..............ا پسر بچه ای ۴-۵ ساله با چوب به سوی ماموران حمله ور شد که به خیر گذشت. (عکس گرفته شده به دلیل شرایط نا مناسب نامفهوم است)


از طرفی دیگر مبلغ پولی که تحت عنوان تنخواه جهت خرج در این عملیاتها (رفع تصرف)به مسُول داده میشود به کسی نمی رسد و اقدامی نمی شود.نمونه ای دیگر مقدار درصد پولی است که طبق قانون می بایست پس از فروش چوب الات بازداشتی به کاشفان وحاملان این چوبها داده شود که ....(همانند حکایت گلوله برفی که پس از دست به دست شدن چندین نفر سرانجام اب میشود),و به دست افراد واقعی نمی رسد و یا بسیار کمتر از مقدار واقعی ان.
***نداشتن امکانات اولیه جهت عملیاتهای رفع تصرف و یا مسایل دیگر
از مشکلات جدی دیگر نداشتن امکانات اولیه جهت رفع تصرفهایی است که می بایست به همراه مامورین باشد تا خلع یدها معنی پیدا کند تا حداقل متصرف در بستن دوباره زمین با مشگل مواجه شود و زحمات افراد تا حدودی به هدر نرود.در بیشتر عملیاتها مامورین با دست خالی برخی از حصارها و چپرهای بلوکی و سنگی و اکثرا شاخ و برگ تیغدار را کنار میزنند تا رفع تصرفی صورت گیرد.(عکس از منطقه سینوا چشمه)

از طرفی دیگر پیگیری نکردن موضوع دستبرد زدن افراد ناشناس به اداره در چند مرحله زمانی و ضرر رساندن به بیت المال و دزدیدن بعضی از وسایل با ارزشی هم که بود (اره موتورهای اداره) که نیاز اولیه منابع طبیعی است و حتی اقدام نکردن اقدامات حفاظتی جدی جهت جلوگیری از بروز حوادث مشابه که از عجایب و مشکلات ناگفته است
**حفاظت نکردن کامل از عرصه خلع ید شده
مشگل دیگر سیستم در مراقبت نکردن از زمین رفع تصرف شده است که متاسفانه در حد صفر است.در طول این مدت شاید دهها مورد عملیات رفع تصرف داشتیم که در بعضی از انها تصرف مجدد زمین به کمتر از 24 ساعت میرسید و کار ماموران را دو چندان میکرد

**روند کند رسیدگی به پرونده های منابع طبیعی
مهمترین عامل این مشگل عبارتند از کمبود شدید نیرو ی متخصص و کاری با توجه به تعداد زیاد پرونده های تخلف و تجاوز به منابع طبیعی-قاچاق چوب و هیزم -شن وماسه و اراضی ملی است.البته تشکیل دادن پرونده وتکمیل ان و ارسال به مراجع قضایی و و صدور حکم اولیه و قطعی زمان زیادی طول میکشد که سبب می شود تا صدور حکم نهایی ماموران نتوانند هیچ اقدامی بکنند که خود موجب تشویق مردم در اقدامات مجدد و البته فعل و انفعالات اساسی متصرف در زمین تجاوزی تا صدور حکم که ممکن است چند سال طول بکشد و کار را برای ماموران منابع طبیعی پس از صدور حکم به نفع دولت بسیار سختتر میکند.تنها راه چاره افزودن نیروی کاری و متخصص کافی و تشکیل ندادن پرونده تخلفی پس از اعلام رسمی نقشه بردار اداره مبنی بر ملی بودن زمین متصرف شده و اقدام سریع جهت رفع تصرف و شناسایی متهم و معرفی به مراجع قضایی پس از رفع تصرف وحفاظت از عرصه خلع ید شده .
در خدمت نبودن کامل بخش خدمات و ماشین الات که نقش بسیار مهمی در حفاظت کردن از منابع ملی بشمار می ایند به نوعی که بعضی از راننده ها حتی 10 درصد کار مفید هم انجام نمیدهندو همواره دستور میدهند تا دستور بگیرند و اجرا کنند
**نداشتن نیروی کاری متخصص و دلسوز کافی در اداره که باعث می شود هیچکدام از اهداف کاری بطور کامل اجرا نشود. البته افراد زحمتکشی هم در این میان وجود دارنند که در ادوار مختلف خدمت بزرگی به منابع طبیعی کردند(عکس )
.jpg)
**برخورد نکردن جدی با متخلفان و متصرفان اراضی ملی که با همکاری نیروهای صیانت صورت میگیرد بخصوص متخلفان برداشت غیر مجاز شن و ماسه سواحل و رودخانه ها که با خیال راحت و با پیشرفته ترین متدها اقدام به برداشت قاچاقی ماسه می کنند و از این راه سود کلانی به جیب و ضرر جبران ناپذیری به منابع طبیعی می زنند (ساحل هلستان چالوس ).
.jpg)
***انجام ندادن کار و حتی حاضر نشدن بعضی ازافراد رسمی و حقوق بگیر اداره در سر کار خودبه دلایل کاملا غیر موجه و سوء استفاده کردن از بعضی عواملی که مشکل اکثر ادارات کشور است و مهمتر از ان اقدام نکردن عملی از سوی مدیران وروسای مربوط نسبت به این موضوع.در واقع ...
***اهمیت ندادن و تشویق نکردن افرادی مانند امریه دارانی که اکثر کارهای اداره هم بر دوش انها می باشد ولی در عوض افراد دیگر در طول سال چندین مرتبه مورد تشویقهای کتبی و شفاهی و مالی و...متعدد قرار میگیرند اما این افراد-امریه دارها-حتی درپایان دوره و در موقع ترخیصی نه تنها یک تشکر شفاهی هم نمی شوند بلکه مورد بی مهری بعضی افراد مسِِوول قرار میگیرند.این در حالیست که در دوره مسِوولین قبلی به هیچ وجه اینطور نبود.
***مشگل داشتن اکثر نشانه گذاریها و استحصالها جهت قطع درختان که ناشی از عوامل مختلف از جمله ضعف قانون و یا رعایت نشدن کامل ان است که باعث می شود افراد سودجو از این ضعف حداکثر سود و استفاده را ببرندو از طرفی پیگیری نکردن بعضی تخلفات خاص 42 و 48و690و693 به جهت مسایل خاص....
اخطار:
با چنین سیستمی که حداقل در این منطقه حاکم است
حفاظت از جنگلها معنایی نداردو نتیجه بخش نخواهد بود
ان شاءالله که مشکلات منابع طبیعی روز به روز روند نزولی به خود گرفته تا
اهداف عالیه اداره حصول نتیجه دهد.
(نکته:این صحبتها صرفا از جهت دلسوزی بوده و قصد توهین و یا بی احترامی به هیچ فرد-نهاد و ارگانی را ندارد)
ما را از نظرات- پیشنهادات -انتقادات و درخواستهای خود بی بهره نگذارید
والسلام
موفق باشید
خداحافظ همه دوستان
************************